تبلیغات
دانلود مقالات

دانلود مقالات

تکبر در نهج البلاغه :

تکبر در نهج البلاغه :

پیروی از هوای نفس که یکی از عوامل آن تکبّر است به مانند بالا رفتن از نردبانی است که بالا رفتن از آن آسان است، امّا پایین آمدن از آن دشوار است که در این صورت خطر سقوط آن بیشتر خواهد بود . که در این زمینه امام علی ( ع ) می فرمایند:

« وَ تَعَصَّبَ عَلَیهِ لِأصلِهِ . فَعَدُوُّ اللهِ إمامُ المُتَعَصِّبینَ ، وَ سَلَفُ المُستَکبِرینَ ، ..... » . ( صبحی صالح ، نهج البلاغه ، خطبه 192 ، ص 286 ) .

« شیطان بر آدم (ع ) به جهت خلقت او از خاک، فخر فرو ریخت، و با تکیه به اصل خود که از آتش است، دچار تعصّب و غرور شد. پس شیطان دشمن خدا و پیشوای متعصّب ها و سر سلسله ی متکبّران است ...... » (دشتی ، محمّد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص 271 ) .

حضرت علی ( علیه السّلام ) در خطبه قاصعه ( خطبه ی 192 نهج البلاغه ) از ابلیس به عنوان عدو الله ( دشمن خدا ) و امام المعتصبین و سلف المستکبرین ( پیشوای متعصبان لجوج و سر سلسله ی مستکبران ) نام برده است و می گوید: ( به همین جهت خداوند لباس عزّت را از اندام او بیرون کرد، و چادر مذلّت بر سر او افکند ) سپس اضافه می کند : « ألا تَرَونَ کیفَ صَغَّرَهُ اللهُ بِتَکبُّرِهِ ، وَ وَضَعَهُ بِتَرفُّعِهِ ، فَجَعَلَهُ فی الدّنیا مَدحوراً وَ أعدَّ لَه فی الأخرةِ سَعیراً » . (صبحی صالح، نهج البلاغه، خطبه 192 ، ص 286 ) .

« آیا نمی بینید چگونه خداوند او را به خاطر تکبّرش کوچک کرد ؟ و به خاطر برتری خویش پست ساخت ؟ در دنیا رانده شد و عذاب دردناک در سرای دیگر برای او فراهم ساخت » . (دشتی ، محمد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص 271 ) .

این خطبه اشاره به این دارد که در واقع سبب اصلی مخالفت آشکار ابلیس نسبت به فرمان قطعی خداوند همان تعصّب و غرور بود که از یک محاسبه ی غلط سرچشمه گرفته و از خودبینی و خودخواهی ناشی شده بود او تنها از آفرینش آدم که جنبه ی خاکی او را می دید و لذا اصل خود را که از آتش است از او برتر می دانست. و بخش مهم وجود آدم را که همان روح الهی بود به کلّی نادیده می گرفت . خودبینی وخودخواهی بدترین حجاب است که اتسان را از درک واضح ترین حقایق باز می دارد . ابلیس حتّی در برتری آتش بر خاک نیز گرفتار خطا و اشتباه شد، زیرا خاک منبع اصلی حیات، نمو گیاهان و ... است در حالی که آتش موجود خطرناکی است که تنها در بخشی از زندگی انسان به کار می آید. و تعبیر امام درباره ی ابلیس به " عدوّ الله " اشاره به این است که او تنها دشمن آدم نبود، بلکه دشمن خالق آدم و معترض به فرمان او بود . و شیطان به سبب تکبّر در مقابل عزّت و عظمت الهی به نزاع برخاست. و خداوند او را به علّت کبرپست و خوار کرده است . (مکارم شیرازی، پیام امام ، خطبه 192، ج 7، صص 358 ـ 360 ؛ ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، خطبه 234 ، ج 4 ، صص 409 ـ 411 ) .

شیطان به دنبال هوی و هوس خود رفت و این به دلیل داشتن صفت رذیله تکبّر بود که سقوط کرد .

آن چنان که ملاحظه شد تکبّر ، اعمال طولانی شیطان را تباه کرده و کوشش فراوانش ( عبادات شش هزار ساله شیطان ) را بر باد داد؛ همان خدایی که با ابلیس چنین کرد اگر ذرّه ای از این بیماری خطرناک نصیب هر انسان عابد و زاهدی گردد حکم و فرمان خداوند در حقّ وی چنین صدق می کند، چرا که فرمان خداوند درباره ی اهل آسمان و زمین یکسان و تغییر ناپذیر می باشد .

« فَدَعِ الإسرافَ مُقتَصِداً ، وَاذکُر فِی الیَومِ غَداً ...... أَتَرجُو أَن یُعطِیَکَ اللهُ أَجرَ المُتَواضِعینَ وَ أَنتَ عِندَهُ مِنَ المُتَکَبِّرینَ ! . » (صبحی صالح ، نهج البلاغه ، نامه 21 ، ص 377 ) .

« ای زیاد از اسراف بپرهیز، و میانه روی را بر گزین ، ..... آیا امید داری پاداش فروتنان را به تو بدهد درحالی که از متکبّران باشی ؟ » . ( دشتی ، محمّد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص 357 ) .

امام ( ع) این نامه را برای زیاد نوشته است و در این نامه به یکی از نقاط ضعف او که همان تکبّر در برابر ارباب رجوع و مستضعفان است، اشاره کرده و می فرمایند: ( آیا تو امید داری که خداوند پاداش متواضعان را به تو بدهد در حالی که نزد او از متکبّران باشی ؟ ) به یقین کسی که امید به پاداش گروهی از مؤمنان دارد باید همانند آن ها عمل کند و تناقض در رفتار و خواست درونی نداشته باشد. این درست به آن می ماند که شخص کشاورزی امید به برداشت محصول فراوان از زمین زراعتی خود داشته باشد در حالی که نه بذری افشانده و نه آبیاری کرده است. (مکارم شیرازی، پیام امام، نامه 21 ، ج 9 ، ص 256)

پس با توجّه به مطالب به دست آمده به این نتیجه می رسیم که تکبّر یکی از عوامل هواپرستی است که شرایط سقوط را فراهم می کند و ما افرادی را می بینیم که چوب یک ساعت هواپرستی را به خاطر تکبّر تا آخر عمر می خورند! و به سرنوشت شومی گرفتار می شوند مانند کسی که از نردبانی بالا می رود و به پلّه آخر می رسد و ناگهان دچار تکبّر می شود ( یعنی از هوای نفس پیروی می کند ) و از همان بالا به پایین سقوط می کند. قرآن و امام ( ع) ما را از آن برحذر داشته است.

2 . 6 . کوتاهی دیگران در انجام مسئولیّت خود نسبت به هواپرستان

یکی از علّت های پیدایش هواپرستی، کوتاهی دیگران در ادای مسئولیّت خویش نسبت به گرفتاران به گرداب هوی پرستی است.

زیرا آدم هوی پرست، هرگاه در مورد کارهایش تشویق و آفرین و یا سکوت و عدم پیشگیری به شیوه های مختلف را مشاهده کند بر ادامه و بیشتر کردن کارهایش علاقه مند خواهد شد، تا این که هواپرستی همه قلب او را در چنگال خود گرفته، و بر روی کارها و تصمیماتش تأثیر می گذارد.

علّت تأکید بسیار اسلام برای رویارویی با منکرات و عدم سکوت در مقابل آن و با روش مناسب و همراه با تکرار در رابطه با موضوع است، زیرا بیشتر آن ها پیامد پیروی از هوی می باشد.

به یک سری از کارهای اخلاقی، به لحاظ این که خوب هستند، عقل و عقلاء با این گونه کارها مأنوس بوده، آن ها را می شناسند و خوبی آن ها را درک می کنند، مفهوم ( معروف) اطلاق می شود؛ زیرا ، عقل کارهایی را می خواهد و دنبال می کند که وی را به سعادت برساند. برعکس، کارهایی را که در تأمین سعادت انسان و تحصیل رستگاری وی، نقش منفی دارند، مورد توجّه و خواسته عقل نیستند و بدین لحاظ به این نوع کارها ( منکر)گفته می شود، یعنی: ما ینکره العقل فهو ( منکر ). (مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 53 ) .

امر به معروف و نهی از منکر از والاترین و شریف ترین واجبات هستند، و به وسیله ی این دو واجب، دیگر واجبات بر پا می شود. وجوب آن دو از ضروریات دین، و منکر وجوب آن در صورت توجّه به لوازم انکار خود و پذیرش آن، کافر خواهد بود . ( امام خمینی، امر به معروف و نهی از منکر ، ص 3 )

+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد 1397ساعت 4:25 توسط رسول | | تعداد بازدید : 9